پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۸

ز هر لبی که برآمد سخن کلام تو بود

به هر چه گوش فرا داشتم پیام تو بود

اگر به جلوة طاووس، اگر به رفتن کبک

نظر چو نیک فکندم همین خرام تو بود

چنین که خاص تو شد ملک حسن دانستم

که مُهر داغ دل لاله هم به نام تو بود

ز فتنه دوستی آن نگاه شد معلوم

که تیغ هر که به خون گشت در نیام تو بود

ز صاف و دُردِ تو بودیم جمله مست ولی

دماغ هر که رساتر ز دُردِ‌ جام تو بود

اگر به دوزخ هجران اگر در آتش وصل

هر آنچه سوخته‌تر آرزوی خام تو بود

تو محرمانه به جانان من بگو فیّاض

که آنکه دوش فدای تو شد غلام تو بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۰آنکه کارش به اسیران همه بیدادی بود
  2. شمارهٔ ۴۰۱شبم در کلبة دل ماهتاب از یاد ماهی بود
  3. شمارهٔ ۴۰۲شش جهت را در زدم جز حلقه کس بر در نبود
  4. شمارهٔ ۴۰۳دلا گم کرده‌ای خود را درآ در جستجوی خود
  5. شمارهٔ ۴۰۴بلبل ز شیوة تو به فریاد می‌رود
  6. شمارهٔ ۴۰۵غیر زلف او که دوشادوش آن رو می‌رود
  7. شمارهٔ ۴۰۶هر کجا حرف لب آن یار جانی می‌رود
  8. شمارهٔ ۴۰۷کو آنکه شیونم به اثر آشنا شود
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.