پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۰

آنکه کارش به اسیران همه بیدادی بود

دل اغیار ازو جلوه‌گه شادی بود

خط برآوردی و عشاق پراکنده شدند

این خط سبز تو گویی خط آزادی بود

منصب دلبریش پیش نرفت از خسرو

زور شیرین همه بر بازوی فرهادی بود

سفر راه محبّت چه فراغت بودست

هر قدر رنج که دل خواست درین وادی بود

ما ندیدیم دل شاد درین عالم تنگ

خبری هست که وقتی به جهان شادی بود

یک متاع است همه رفته و نارفتة عمر

چون رسیدیم به منزلگه فردا دی بود

عاقبت صید سبکروحی ما شد فیّاض

آنکه با ما همه جا در پی صیّادی بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۲شش جهت را در زدم جز حلقه کس بر در نبود
  2. شمارهٔ ۴۰۳دلا گم کرده‌ای خود را درآ در جستجوی خود
  3. شمارهٔ ۴۰۴بلبل ز شیوة تو به فریاد می‌رود
  4. شمارهٔ ۴۰۵غیر زلف او که دوشادوش آن رو می‌رود
  5. شمارهٔ ۴۰۶هر کجا حرف لب آن یار جانی می‌رود
  6. شمارهٔ ۴۰۷کو آنکه شیونم به اثر آشنا شود
  7. شمارهٔ ۴۰۸به باغ بس که ز شرم رخت گل آب شود
  8. شمارهٔ ۴۰۹کمرده‌ام خالی دلی، خواهم دل او پُر شود
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.