پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۱

شبم در کلبة دل ماهتاب از یاد ماهی بود

تمنّای دو چشمم توتیای خاک راهی بود

نبود آن قوّتم از ناتوانی‌های دل، ورنه

خرابی دو عالم از دلم در بند آهی بود

خوشا عهدی که با من هر جفا کان تندخو می‌کرد

جفای دیگر از بهر تلافی عذرخواهی بود

سیه بود ارچه روزم عمرها از هجر رخساری

ولی چشمم سفید از حسرت زلف سیاهی بود

خرابی یافت راهی در دلم چون ملک بی‌صاحب

خوشا عهدی که در ملک دلم غم پادشاهی بود

چو از بتخانه سوی کعبه برگشتم یقینم شد

که تا سر منزل جانان از اینجا نیز راهی بود

خرابم گرچه فیّاض از نگاهی کرد آن بدخو

ولی تعمیر این ویرانه هم کار نگاهی بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۳دلا گم کرده‌ای خود را درآ در جستجوی خود
  2. شمارهٔ ۴۰۴بلبل ز شیوة تو به فریاد می‌رود
  3. شمارهٔ ۴۰۵غیر زلف او که دوشادوش آن رو می‌رود
  4. شمارهٔ ۴۰۶هر کجا حرف لب آن یار جانی می‌رود
  5. شمارهٔ ۴۰۷کو آنکه شیونم به اثر آشنا شود
  6. شمارهٔ ۴۰۸به باغ بس که ز شرم رخت گل آب شود
  7. شمارهٔ ۴۰۹کمرده‌ام خالی دلی، خواهم دل او پُر شود
  8. شمارهٔ ۴۱۰لطف کن تلخی که جان بی‌لذّت از شکّر شود
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.