پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۵

امشب که دست نالة زارم بساز بود

در بزم دل، مدار به سوز و گداز بود

چشم سفید گشته گرفتم به لخت دل

این بود بر رخم در صبحی که باز بود

یک دم که تُرک چشم تو غافل ز ما گشت

یک عمر در ولایت ما ترکتاز بود

هر جا که اهل دل نفس گرم می‌زدند

آهم به یاد نخل قدت سرفراز بود

تا از گل تو بوی حقیقت شنیده‌ام

کارم مدام تربیت این مجاز بود

گشتیم پیرو بخت جوانی نشد نصیب

این عمرِ بی‌نصیبی ما خوش دراز بود

فیّاض نازها که کشد از نیاز ما؟

نازی که از نیاز جهان بی‌نیاز بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۷شب ز نازت بزم دل بر بیقراران تنگ بود
  2. شمارهٔ ۳۹۸ز هر لبی که برآمد سخن کلام تو بود
  3. شمارهٔ ۳۹۹خوش آنکه بلبل ما نغمه‌سنج باغ تو بود
  4. شمارهٔ ۴۰۰آنکه کارش به اسیران همه بیدادی بود
  5. شمارهٔ ۴۰۱شبم در کلبة دل ماهتاب از یاد ماهی بود
  6. شمارهٔ ۴۰۲شش جهت را در زدم جز حلقه کس بر در نبود
  7. شمارهٔ ۴۰۳دلا گم کرده‌ای خود را درآ در جستجوی خود
  8. شمارهٔ ۴۰۴بلبل ز شیوة تو به فریاد می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.