پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۳

امشب که در چمن ز قدومش نوید بود

خلوت‌سرای غنچه گلستان عید بود

دیدیم در چمن عجب آیین اتّحاد

گل داشت ز خم کاری و بلبل شهید بود

یک عمر در میانة ما و نگاه دوست

بی‌زحمت مجادله گفت و شنید بود

خواندیم نامة عمل هر کسی به حشر

چون روی دوست نامة عاشق سفید بود

بردیم سر فرو به گریبان شام هجر

شکر خدا که روز قیامت پدید بود

ما را سبب ز نَیل مسبّب حجاب شد

چیزی که بست بر رخ ما در، کلید بود

فیّاض چون نظر به سراپای دل فکند

هر جا که دید جلوة «میرزا سعید» بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۵امشب که دست نالة زارم بساز بود
  2. شمارهٔ ۳۹۶از بی‌کسیم دوش دل سوخته کس بود
  3. شمارهٔ ۳۹۷شب ز نازت بزم دل بر بیقراران تنگ بود
  4. شمارهٔ ۳۹۸ز هر لبی که برآمد سخن کلام تو بود
  5. شمارهٔ ۳۹۹خوش آنکه بلبل ما نغمه‌سنج باغ تو بود
  6. شمارهٔ ۴۰۰آنکه کارش به اسیران همه بیدادی بود
  7. شمارهٔ ۴۰۱شبم در کلبة دل ماهتاب از یاد ماهی بود
  8. شمارهٔ ۴۰۲شش جهت را در زدم جز حلقه کس بر در نبود
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.