پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۱

معاندان که سخن ناشنوده می‌گویند

نگفته می‌شنوند و نبوده می‌گویند

دروغْ لافیِ بیدار طالعان چه بلاست

که فارغند و ز بخت غنوده می‌گویند

ز لاف مهر خجل نیستند بلهوسان

نکشته تخم، حدیث دروده می‌گویند

به حرف اهل دل انگشت رد منه زنهار

که این گروه سخن آزموده می‌گویند

ببزم فخر ز عرض هنر تهی‌دستان

حدیث سلسله وحرف دوده می‌گویند

ببزم سینه‌ام این خوش تبسّمانِ نگاه

حدیث جوهرِالماسِ سوده می‌گویند

ز صاف آینگی طوطیان هندِ خطت

سخن ز زنگ تکلّف ز دوده می‌گویند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۳امشب که در چمن ز قدومش نوید بود
  2. شمارهٔ ۳۹۴دی کز فروع ماه رخت پرده دور بود
  3. شمارهٔ ۳۹۵امشب که دست نالة زارم بساز بود
  4. شمارهٔ ۳۹۶از بی‌کسیم دوش دل سوخته کس بود
  5. شمارهٔ ۳۹۷شب ز نازت بزم دل بر بیقراران تنگ بود
  6. شمارهٔ ۳۹۸ز هر لبی که برآمد سخن کلام تو بود
  7. شمارهٔ ۳۹۹خوش آنکه بلبل ما نغمه‌سنج باغ تو بود
  8. شمارهٔ ۴۰۰آنکه کارش به اسیران همه بیدادی بود
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.