پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۵

موج اشکم ابر را آلوده دامن می‌کند

شعلة آهم چراغ برق روشن می‌کند

صحبت رنگین من مشکل که درگیرد به دوست

من به دامن خون دل او گل به دامن می‌کند

ناله‌ام در سینه می‌پیچد به یاد روی دوست

بلبل من در قفس هم سیر گلشن می‌کند

فرق بسیارست ای یاران ز من تا کوهکن

آنچه دشمن کرد با او، دوست با من می‌کند

با تو در غیرت نمی‌گنجد وجود دیگری

رشک از آنم هر نفس با خویش دشمن می‌کند

میرود از خویشتن از ضعف اگر گاهی به سهو

غنچة امید من یاد شکفتن می‌کند

ذوق عزلت گر چنین بر می‌دهد فیّاض زود

همّتم بر شهپر عنقا نشیمن می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۷غنچه را دل در بر آن لعل سخنگو بشکند
  2. شمارهٔ ۳۸۸آهم سحر چو از دل رنجور شد بلند
  3. شمارهٔ ۳۸۹خوبرویان چون نظر بر رخ هم بگشایند
  4. شمارهٔ ۳۹۰دلم با زاهدان دیگر به صد اعزاز ننشیند
  5. شمارهٔ ۳۹۱معاندان که سخن ناشنوده می‌گویند
  6. شمارهٔ ۳۹۲یاد عیشی کز رخت شب‌های ما مهتاب بود
  7. شمارهٔ ۳۹۳امشب که در چمن ز قدومش نوید بود
  8. شمارهٔ ۳۹۴دی کز فروع ماه رخت پرده دور بود
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.