پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۰

چه خوش آنکه ناوک غمزة تو به سینه میل وطن کند

دل خسته را ز شکفتگی تر و تازه‌تر ز چمن کند

دل غنچه خون شود از حسد سحری که از ره امتحان

به چمن نسیم سحر گهی صفت تو غنچه دهن کند

چه گره که از دل پر گره بگشاید و فتدت به زلف

لب گفتگوی مرا اگر نگه تو گرم سخن کند

تو به هر طرف که به رغم من فکنی خدنگ ستیزه را

همه جا به بال و پر ستم کششی به جانب من کند

ز نزاکت تن نازکت فکند به پیرهن تو خار

به مثل نسیم صبا به دامنت ار چه برگ سمن کند

ز نسیم طرّة حور عین نشود شکفته دماغ او

ز غبار رهگذر تو هر که عبیر جیب کفن کند

دل فیّاض ز غم لب تو چه شد که غوطه به خون زند

که جفای لعل لب تو خون به دل عقیق یمن کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۲چون در آیینه نظر آن مه دیرینه کند
  2. شمارهٔ ۳۷۳چه حدِّ غنچه که در پیش یار خنده کند
  3. شمارهٔ ۳۷۴به جفا چون بتان قرار کنند
  4. شمارهٔ ۳۷۵هر که این شیرین لبان محو شکر خندش کنند
  5. شمارهٔ ۳۷۶خضر و مسیح اگر گل روی تو بو کنند
  6. شمارهٔ ۳۷۷خم خانه جای صحبت اشراقیانه است
  7. شمارهٔ ۳۷۸آنان که در ادای سخن کوتهی کنند
  8. شمارهٔ ۳۷۹ناز تو رخنه در جگر شیر می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.