پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۶

دل مست خواب غفلت و، کس نیست بیدارش کند

نیشی سیه مارِ اجل ترسم که در کارش کند

راهی است ناهموار و من با پای چوبی گام زن

سیل سرشک کوهکن خواهم که هموارش کند

فرهاد مسکین را به جان باری است کوه بیکران

هم تیشه زین بار گران شاید سبکبارش کند

ای سینه تا کی روز و شب سوزی نفس در تاب و تب

این دل که او دارد عجب کاین ناله‌ها کارش کند

قاصد پیامی زان دهن هرگز نیارد سوی من

از بس که آن شیرین دهن مدهوش گفتارش کند

چشم تو در خوابست خوش از ناز و ترسم گِرد رخ

آواز پای مور خط از خواب بیدارش کند

فیّاض اگر گیرد ز کس درسی به غیر از درس عشق

ناخوانده از یادش رود هر چند تکرارش کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۸عقل گو کمتر نظر بر حسن تدبیرم کند
  2. شمارهٔ ۳۶۹شاه اجل به حکم تو فرمان روان کند
  3. شمارهٔ ۳۷۰چه خوش آنکه ناوک غمزة تو به سینه میل وطن کند
  4. شمارهٔ ۳۷۱ز قال رفته‌ام از دست، حال تا چه کند
  5. شمارهٔ ۳۷۲چون در آیینه نظر آن مه دیرینه کند
  6. شمارهٔ ۳۷۳چه حدِّ غنچه که در پیش یار خنده کند
  7. شمارهٔ ۳۷۴به جفا چون بتان قرار کنند
  8. شمارهٔ ۳۷۵هر که این شیرین لبان محو شکر خندش کنند
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.