پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۰

به چمن روی نهی سرو و سمن می‌سوزند

برفروزی، همه اطفال چمن می‌سوزند

چه شوی گرم زبان بازی سوسن در باغ

بی‌زبانان جوانان چمن می‌سوزند

برمیفروز به قتل دگران چهره به ناز

که شهیدان تو در خاک کفن می‌سوزند

از دیار تو کسی را نرود پای برون

این غریبان همه در یاد وطن می‌سوزند

لقمة سفرة رو گرمی او نتوان خورد

عبث این گرسنگان دست و دهن می‌سوزند

شد به تاب از من و در بزم به کس حرف نزد

اهل مجلس همه در آتش من می‌سوزند

این چه گرمی است به گفتار تو امشب فیّاض!

که معانی همه در باب سخن می‌سوزند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۲عاشق چوبی مضایقه جان را فدا کند
  2. شمارهٔ ۳۶۳گر آتش تو چو شمع استخوانم آب کند
  3. شمارهٔ ۳۶۴گریة خونین نداند هر که چشمی تر کمند
  4. شمارهٔ ۳۶۵مطربی کو که نوای غم او ساز کند
  5. شمارهٔ ۳۶۶دل مست خواب غفلت و، کس نیست بیدارش کند
  6. شمارهٔ ۳۶۷سهل است اگر رقیب به خود مایلش کند
  7. شمارهٔ ۳۶۸عقل گو کمتر نظر بر حسن تدبیرم کند
  8. شمارهٔ ۳۶۹شاه اجل به حکم تو فرمان روان کند
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.