پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۹

اسیران پرده از حال دل خود بر نمی‌گیرند

چو تب در پوست می‌سوزند لیکن در نمی‌گیرند

برو پیمانه در خون زن که صافی مشربان عشق

نمی تا در جگر باقی بود ساغر نمی‌گیرند

فلک بر بیقراران آب می‌بندد نمی‌داند

که این لب تشنگان کام خود از کوثر نمی‌گیرند

به گوش عیش زن از داستان عمر حرفی چند

که این افسانه را بار دگر از سر نمی‌گیرند

نگه‌دار آبروی خویش و از هر فتنه ایمن شو

که گر عالم شود خشک، آب از گوهر نمی‌گیرند

فلک گر خون من ریزد دلش جمعست میداند

که خون شعله را تاوان ز خاکستر نمی‌گیرند

چه طوفان جلوه دادی بر سر مژگان دگر فیّاض

که اهل عالم از دریا حسابی برنمی‌گیرند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۱کو غم که ناله را به اثر آشنا کند
  2. شمارهٔ ۳۶۲عاشق چوبی مضایقه جان را فدا کند
  3. شمارهٔ ۳۶۳گر آتش تو چو شمع استخوانم آب کند
  4. شمارهٔ ۳۶۴گریة خونین نداند هر که چشمی تر کمند
  5. شمارهٔ ۳۶۵مطربی کو که نوای غم او ساز کند
  6. شمارهٔ ۳۶۶دل مست خواب غفلت و، کس نیست بیدارش کند
  7. شمارهٔ ۳۶۷سهل است اگر رقیب به خود مایلش کند
  8. شمارهٔ ۳۶۸عقل گو کمتر نظر بر حسن تدبیرم کند
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.