پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۶

بی تو یارانم کشان سوی گلستان می‌برند

با چنان حسرت که پنداری به زندان می‌برند

عکس رخسار تو بر هر قطره خون افتاده است

از رخت طفلان اشکم گل به دامان می‌برند

بلبلان را عشرت گل‌های خندان شد نصیب

بی‌نصیبان لذّت از چاک گریبان می‌برند

در سر کویی که دارم درد بی‌درمان نصیب

درد را بی‌طاقتان آنجا به درمان می‌برند

خاک کاشان توتیای چشم فیّاض است باز

سرمه را هر چند مردم از صفاهان می‌برند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۸صبح خیزان چو به کف جام مصّفا گیرند
  2. شمارهٔ ۳۵۹اسیران پرده از حال دل خود بر نمی‌گیرند
  3. شمارهٔ ۳۶۰به چمن روی نهی سرو و سمن می‌سوزند
  4. شمارهٔ ۳۶۱کو غم که ناله را به اثر آشنا کند
  5. شمارهٔ ۳۶۲عاشق چوبی مضایقه جان را فدا کند
  6. شمارهٔ ۳۶۳گر آتش تو چو شمع استخوانم آب کند
  7. شمارهٔ ۳۶۴گریة خونین نداند هر که چشمی تر کمند
  8. شمارهٔ ۳۶۵مطربی کو که نوای غم او ساز کند
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.