پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۵

یک بار نکردیم در آن دل اثری چند

شرمندة آزردن آه سحری چند

گر دامن پاکت نبود روز قیامت

چون عذر توان خواست ز دامان تری چند!

اسباب جهانگیری عشق است مهیّا

از آتش سودای تو در دل شرری چند

خونین گله‌ام زان مژه‌ها جوش برآورد

چند از رگ طاقت هوس نیشتری چند!

ننمود اثر چهره و زنگار برآورد

آیینة دل در کف آه سحری چند

از دل به سوی دیده شد از دیده به دامن

پروردگی‌یی یافت سرشک از سفری چند

فیّاض به خون مژه افسانة غم را

رفتیم و نوشتیم به دیوار و دری چند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۷بیدلان دور از لبش چون جام گلگون می‌خورند
  2. شمارهٔ ۳۵۸صبح خیزان چو به کف جام مصّفا گیرند
  3. شمارهٔ ۳۵۹اسیران پرده از حال دل خود بر نمی‌گیرند
  4. شمارهٔ ۳۶۰به چمن روی نهی سرو و سمن می‌سوزند
  5. شمارهٔ ۳۶۱کو غم که ناله را به اثر آشنا کند
  6. شمارهٔ ۳۶۲عاشق چوبی مضایقه جان را فدا کند
  7. شمارهٔ ۳۶۳گر آتش تو چو شمع استخوانم آب کند
  8. شمارهٔ ۳۶۴گریة خونین نداند هر که چشمی تر کمند
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.