پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۴

نقشبندانی که طرح روی جانان ریختند

طرح دل‌ها را چو زلف او پریشان ریختند

شهسوار عشق در معموره منزل کی کند!

طرح این ویرانه را دانسته ویران ریختند

گلرخان بهر زکات گل‌فشانی‌های عشق

تا به لب آورده صد بار آب حیوان ریختند

تشنگان لعل او با آنکه ساقی خضر بود

بود خالی عرصه و چابک‌سواران ریختند

ملک صبرم پایمال ترکتاز غمزه شد

در حقیقت گویی این بگداختند، آن ریختند

بی‌خرابی نقش آبادی مزن کاشفتگان

گرد کفر انگیختند و رنگ ایمان ریختند

زلف سنبل، چهره گل، ساعد سمن، شمشاد قد

وه که طرح این گلستان خوش بسامان ریختند

تا کمر نظاره را در بحر سیمابست جای

بیقراری بس که بر خاک درش جان ریختند

در دیار عشق آسایش نه دین دارد نه کفر

خاک این غم بر سر گبر و مسلمان ریختند

از شراب خوشدلی در ساغر فیّاض ما

جرعه‌واری ریختند اما پشیمان ریختند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۶بی تو یارانم کشان سوی گلستان می‌برند
  2. شمارهٔ ۳۵۷بیدلان دور از لبش چون جام گلگون می‌خورند
  3. شمارهٔ ۳۵۸صبح خیزان چو به کف جام مصّفا گیرند
  4. شمارهٔ ۳۵۹اسیران پرده از حال دل خود بر نمی‌گیرند
  5. شمارهٔ ۳۶۰به چمن روی نهی سرو و سمن می‌سوزند
  6. شمارهٔ ۳۶۱کو غم که ناله را به اثر آشنا کند
  7. شمارهٔ ۳۶۲عاشق چوبی مضایقه جان را فدا کند
  8. شمارهٔ ۳۶۳گر آتش تو چو شمع استخوانم آب کند
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.