پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۳

هر کاروان که راه به کوی تو ساختند

بازارها به مصر ز بوی تو ساختند

در بند دین نماند کس از کفر زلف تو

زنجیرها گسست چو موی تو ساختند

رشک آیدم، چه چاره کنم! عاشقی بلاست

زان محرمان که راه به کوی تو ساختند

چرخ و ستاره با دل ما بر نیامدند

تا اتفاق کرده به خوی تو ساختند

گل بویی از تو دارد و باغ از تو نکهتی

بیچاره بلبلان که به بوی تو ساختند

غافل بنوش باده که گیتی به جم نماند

صد جام خاک شد که سبوی تو ساختند

شهری ز غمزة تو چو فیّاض بیدلند

تنها مرا نه عاشق روی تو ساختند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۵یک بار نکردیم در آن دل اثری چند
  2. شمارهٔ ۳۵۶بی تو یارانم کشان سوی گلستان می‌برند
  3. شمارهٔ ۳۵۷بیدلان دور از لبش چون جام گلگون می‌خورند
  4. شمارهٔ ۳۵۸صبح خیزان چو به کف جام مصّفا گیرند
  5. شمارهٔ ۳۵۹اسیران پرده از حال دل خود بر نمی‌گیرند
  6. شمارهٔ ۳۶۰به چمن روی نهی سرو و سمن می‌سوزند
  7. شمارهٔ ۳۶۱کو غم که ناله را به اثر آشنا کند
  8. شمارهٔ ۳۶۲عاشق چوبی مضایقه جان را فدا کند
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.