پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۸

از پی قتلم دگر، درد و غم، آماده‌اند

همچو دو ابروی یار پشت به هم داده‌اند

پای گریزم نماند وای که در خون من

لشکر مژگان ناز صف به صف استاده‌اند

جسته‌ام از دام زلف لیک به تسخیر من

لشکر آشوب خط دست به هم داده‌اند

طبع من و منع عشق آنگه ازین زاهدان

در عجبم کاین گروه از چه چنین ساده‌اند!

از ره مستیّ و عشق باز نگردم اگر

خلق چو نقش قدم در پیم افتاده‌اند

کس نبرد ره به عشق شکر که این زاهدان

در گرو سبحه و در غم سجّاده‌اند

این همه علم و عمل آن همه مکر و حیل

شکر که آزادگان از همه آزاده‌اند

هیچ نگیرند انس هیچ نگردند رام

وه که پری چهرگان جمله پریزاده‌اند

بهر تو فیّاض بود کوشش رنج و بلا

بی‌تو چنین درد و غم در به در افتاده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۰چون خوی دلبران ز عتابم سرشته‌اند
  2. شمارهٔ ۳۵۱عندلیب گلشنم گلخن نصیبم کرده‌اند
  3. شمارهٔ ۳۵۲زرشک خال که سوزد بر آن عذار سپند
  4. شمارهٔ ۳۵۳هر کاروان که راه به کوی تو ساختند
  5. شمارهٔ ۳۵۴نقشبندانی که طرح روی جانان ریختند
  6. شمارهٔ ۳۵۵یک بار نکردیم در آن دل اثری چند
  7. شمارهٔ ۳۵۶بی تو یارانم کشان سوی گلستان می‌برند
  8. شمارهٔ ۳۵۷بیدلان دور از لبش چون جام گلگون می‌خورند
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.