پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۷

بهشت عدن به حسن رسیده می‌ماند

بهار خلد به خطّ دمیده می‌ماند

بهوش‌تر ز حبابی، به مجلس تو چرا

حدیث شکوة ما ناشنیده می‌ماند!

حیا ز شرم تو خوی گشت و در بهار خطت

به شبنم به بنفشه چکیده می‌ماند

ضعیف نالی من آنقدر سرایت کرد

که خنده بر لب او نارسیده می‌ماند

به بزم عیش ز بیم خلاف وعدة تو

شکفتگی به حنای پریده می‌ماند

ز دست سنگدلی‌های گوشِ ناله شنو

خراش سینه به جیب دریده می‌ماند

ز کیست نشئه دگر صحبت ترا فیّاض

که بزم ما به دماغ رسیده می‌ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۹بسکه کردم داد از آن بت قوّت دادم نماند
  2. شمارهٔ ۳۴۰رسم سرایت نفس ناتوان نماند
  3. شمارهٔ ۳۴۱هر کس به عارض تو خط مشک فام خواند
  4. شمارهٔ ۳۴۲جدا از کوی او شوقم گل و گلشن نمی‌داند
  5. شمارهٔ ۳۴۳بیوفا و بد و بیدادگرت ساخته‌اند
  6. شمارهٔ ۳۴۴کج ابروان که چهره به می تاب داده‌اند
  7. شمارهٔ ۳۴۵عشّاق دل به چین جبینی سپرده‌اند
  8. شمارهٔ ۳۴۶آنانکه پی به راه توکّل فشرده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.