پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۳

دلم شبی که خیال ترا نشیمن شد

چو آفتاب مرا داغ سینه روشن شد

کدام شمع کند خانه روشنم بی‌تو!

مرا که پرتو خورشید دود روزن شد

به منع گریه به چشم تر آستین چه نهم

کنون که راز دلم رو شناس دامن شد

ز بس که سنگ ملامت زدند و تاب آورد

دلِ چو شیشة من رفته رفته آهن شد

چه رشحه از مژه دادی به کشت غم فیّاض؟

که دانه خوشه برآورد و خوشه خرمن شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۵پای دل تا به ره عشق تو فرسوده نشد
  2. شمارهٔ ۳۳۶که گفت غنچة خندان به آن دهان ماند!
  3. شمارهٔ ۳۳۷بهشت عدن به حسن رسیده می‌ماند
  4. شمارهٔ ۳۳۸بیا که بی تو نه ساغر نه شیشه می‌ماند
  5. شمارهٔ ۳۳۹بسکه کردم داد از آن بت قوّت دادم نماند
  6. شمارهٔ ۳۴۰رسم سرایت نفس ناتوان نماند
  7. شمارهٔ ۳۴۱هر کس به عارض تو خط مشک فام خواند
  8. شمارهٔ ۳۴۲جدا از کوی او شوقم گل و گلشن نمی‌داند
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.