پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۴

حنای پای تو شد خون من، حلال تو باشد

بهای خون من این بس که پایمال تو باشد

به چشمه‌سار خضر روزة هوس نگشاید

کسی که تشنه لبِ چشمة زلال تو باشد

به موقف ازلم با تو بوده عرض تمنّا

هنوز تا ابدم مستی وصال تو باشد

نبود از ستمت در خیالم آنچه تو کردی

چه‌ها هنوز به این خسته در خیال تو باشد

کنون که حال تو خاطرنشان او شده فیّاض

گمان مبر که به عالم کسی به حال تو باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۶آیینه سنگ بود ترا دید و آب شد
  2. شمارهٔ ۳۲۷بس که دلگیرم غم از آمیزشم دلگیر شد
  3. شمارهٔ ۳۲۸اقبال رو نمود و به ما یار یار شد
  4. شمارهٔ ۳۲۹کسی به دعوی مهرش چو صبح صادق شد
  5. شمارهٔ ۳۳۰آمد بهار و خانه به زندان شریک شد
  6. شمارهٔ ۳۳۱دردا که غمزة دوست دشمن شکار هم شد
  7. شمارهٔ ۳۳۲به مهر آموختیم آن طفل را بی‌مهریش فن شد
  8. شمارهٔ ۳۳۳دلم شبی که خیال ترا نشیمن شد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.