پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۷

ناله از دل تا به لب از ضعف مشکل میرسد

گوش اینجا کی به داد نالة دل میرسد

جذبة محمل‌نشین گر تن به سستی در دهد

شوق بی‌طاقت کجا در گرد محمل میرسد

تا نباشد گرمی اشکم شراب نارس است

بادة خون جگر از آتش دل میرسد

گر به قتلم راضیی اندیشة تاوان مکن

خون عاشق گردیت دارد به قاتل میرسد

در فسون فیّاض هر دم کاروان در کاروان

چشم مستش را خراج از چین و بابل میرسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۹کسی به درد سخن غیر طبع من نرسد
  2. شمارهٔ ۳۲۰تا کی چنینم از مژه خون جگر چکد
  3. شمارهٔ ۳۲۱ز عریانی نیندیشم اگر عالم خطر باشد
  4. شمارهٔ ۳۲۲یک شب که نه در وصال باشد
  5. شمارهٔ ۳۲۳خوشا آن دل که تا جان باشدش اندوهگین باشد
  6. شمارهٔ ۳۲۴حنای پای تو شد خون من، حلال تو باشد
  7. شمارهٔ ۳۲۵آن شوخ ز حالم خبری داشته باشد
  8. شمارهٔ ۳۲۶آیینه سنگ بود ترا دید و آب شد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.