پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۶

از دعا گویا اثر بازم به مطلب می‌رسد

کز لبم تا عرش امشب جوش یارب می‌رسد

شعله آشامیم و دوزخ در ته مینای ماست

باده‌نوشان را به ما کی لاف مشرب می‌رسد

حلقه‌ای کی می‌تواند کرد در گوش اثر!

می‌کَنَد جان، تا کمند ناله بر لب می‌رسد

گر نیم سرشارِ فیضِ بادة عشرت، چه شد

ساغر حسرت ازین بزمم لبالب می‌رسد

چشم ما روشن، که گرد کاروان صبحگاه

دامن افشان از قفای لشکر شب می‌رسد

قسمت ما بیدلان زین گِرد خوان هر صبح و شام

نعمت الوان خون دل مرتب می‌رسد

مزرع تبخاله محتاج وجود ابر نیست

این چمن را رشحه از سرچشمة تب می‌رسد

الفتی دل را مگر با کام پیدا شد که باز

ناله از دل دست در آغوش مطلب می‌رسد

رو سر خود گیر فیّاض ار دل و دینیت هست

اینک از ره آن بلای دین و مذهب می‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۸بخت کو کز تو بمن مژدة یادی برسد
  2. شمارهٔ ۳۱۹کسی به درد سخن غیر طبع من نرسد
  3. شمارهٔ ۳۲۰تا کی چنینم از مژه خون جگر چکد
  4. شمارهٔ ۳۲۱ز عریانی نیندیشم اگر عالم خطر باشد
  5. شمارهٔ ۳۲۲یک شب که نه در وصال باشد
  6. شمارهٔ ۳۲۳خوشا آن دل که تا جان باشدش اندوهگین باشد
  7. شمارهٔ ۳۲۴حنای پای تو شد خون من، حلال تو باشد
  8. شمارهٔ ۳۲۵آن شوخ ز حالم خبری داشته باشد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.