پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۷

به آن قد سرفرازی می‌توان کرد

به آن رخ عشقبازی می‌توان کرد

به آن نازی که بر خود چید حسنت

به عالم بی‌نیازی می‌توان کرد

به رویت هر که زلفت دید دانست

که با خورشید بازی می‌توان کرد

چو دل بردی ز دست بیقراران

گهی هم دلنوازی می‌توان کرد

تظلّم می‌کند بیچارگی‌ها

که گاهی چاره سازی می‌توان کرد

جفا بس ای فلک کز یک شرر آه

هزار انجم گدازی می‌توان کرد

چه لازم کوتهی ای بختِ فیّاض

چو زلف غم درازی می‌توان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۹گفتگوی چشم جادویی مرا دیوانه کرد
  2. شمارهٔ ۳۰۰گفتمش صد بار و ترک صحبت دشمن نکرد
  3. شمارهٔ ۳۰۱یار در دلداری ما هیچ خودداری نکرد
  4. شمارهٔ ۳۰۲عجب ار درین بهاران گل و لاله بار گیرد
  5. شمارهٔ ۳۰۳چون صبا از گل تو بو گیرد
  6. شمارهٔ ۳۰۴دماغم باج ذوق از نشئة سرشار می‌گیرد
  7. شمارهٔ ۳۰۵به صد افسون در آن دل یاد من منزل نمی‌گیرد
  8. شمارهٔ ۳۰۶چه شد بازم که زخمم باج از مرهم نمی‌گیرد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.