پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۳

نماز شام چنان نشئة میش گل کرد

که آفتاب ز بدمستیش تنزل کرد

نسیم زلف تو زد بر دماغ او هر گاه

صبا به عهد تو میل شمیم سنبل کرد

مگر به باغ تو بودی که امشب از بلبل

گل دریده دهن صد سخن تحمل کرد؟

سری ز سرّ دهانش برون نبرد آخر

دلم چو غنچه درین نکته بس تأمّل کرد

فریب زلف نخوردی ولی ببین فیّاض

که چون شکار تو آخر کمند کاکل کرد!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۵عشق ظاهر نمی‌توانم کرد
  2. شمارهٔ ۲۹۶با یاد تو کونین فراموش توان کرد
  3. شمارهٔ ۲۹۷به آن قد سرفرازی می‌توان کرد
  4. شمارهٔ ۲۹۸به آن رخ جلوة خور می‌توان کرد
  5. شمارهٔ ۲۹۹گفتگوی چشم جادویی مرا دیوانه کرد
  6. شمارهٔ ۳۰۰گفتمش صد بار و ترک صحبت دشمن نکرد
  7. شمارهٔ ۳۰۱یار در دلداری ما هیچ خودداری نکرد
  8. شمارهٔ ۳۰۲عجب ار درین بهاران گل و لاله بار گیرد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.