پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۶

لعلت که باغ خنده ازو آب می‌خورد

خون هزار گوهر سیراب می‌خورد

رشک لب تو خون جگر می‌کند به کام

شیری که طفل غنچه ز مهتاب می‌خورد

در پیچشم ز موی میانی که چون نگاه

اندیشه از تصوّر آن تاب می‌خورد

با یاد ابروش به مصلّای طاعتم

موج سرشک بر خم محراب می‌خورد

در بستر خشن منشان راحتش کجاست

پهلو که زخم بستر سنجاب می‌خورد

تا بر غبار خاطرم افتاده راه اشک

در دشت سبزه‌‌ام گِل سیلاب می‌خورد

ناگشته پاک خرمن عمرم پریده است

این سبزه آب چشمة سیماب می‌خورد

سرچشمه‌ایست آبلة پای جستجوی

کز وی هزار تشنه جگر آب می‌خورد

فیّاض با تو در غم تبریز یکدل است

اشکم که خون ز حسرت سرخاب می‌خورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۸منگر که نگاهی ز سر ناز به ما کرد
  2. شمارهٔ ۲۸۹گفت و گو یک حرف را تفسیر نتوانست کرد
  3. شمارهٔ ۲۹۰خویش را بر آب و بر آیینه تا اظهار کرد
  4. شمارهٔ ۲۹۱بی‌تو تا ره بر غبار خاطر غمناک کرد
  5. شمارهٔ ۲۹۲کثرت غم در دلم بر یاد او جا تنگ کرد
  6. شمارهٔ ۲۹۳نماز شام چنان نشئة میش گل کرد
  7. شمارهٔ ۲۹۴مشّاطه چو آرایش آن زلف علم کرد
  8. شمارهٔ ۲۹۵عشق ظاهر نمی‌توانم کرد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.