پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۳

کس جان ز زخم خنجر مژگان نمی‌برد

تا زهر چشم یار به درمان نمی‌برد

شب نیست کز چکیدة مژگانم آسمان

از دامنم ستاره به دامان نمی‌برد

جز خضر خطّ یار که سیراب لعل اوست

یک تشنه ره به چشمة حیوان نمی‌برد

کو بخت آنکه گوشة دامن کند شکار

دستی که ره به سوی گریبان نمی‌برد!

گل بیقرار نالة پرواز بسته‌ایست

داغم که کس قفس به گلستان نمی‌برد

چون دادِ دل ز جلوة دیوانگی دهد

مجنون من که ره به بیابان نمی‌برد!

تا صبح خاطر سر زلفش مشوّش است

یک شب مرا که خواب پریشان نمی‌برد

من چون کنم که بر سر بازار وصل دوست

کس دین نمی‌ستاند و ایمان نمی‌برد!

در هر دم است صد خطرم در کمین دین

ایمان زاهدست که شیطان نمی‌برد

داند زبان مور سلیمان من ولی

این مور ره به بزم سلیمان نمی‌برد

فیّاض التفات عزیزان چه شد که هم

یک جذبه از قمم به صفاهان نمی‌برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۵گر نسیم صبحگاهی گلستان می‌پرورد
  2. شمارهٔ ۲۸۶لعلت که باغ خنده ازو آب می‌خورد
  3. شمارهٔ ۲۸۷لعل لبت ز خون گهر آب میخورد
  4. شمارهٔ ۲۸۸منگر که نگاهی ز سر ناز به ما کرد
  5. شمارهٔ ۲۸۹گفت و گو یک حرف را تفسیر نتوانست کرد
  6. شمارهٔ ۲۹۰خویش را بر آب و بر آیینه تا اظهار کرد
  7. شمارهٔ ۲۹۱بی‌تو تا ره بر غبار خاطر غمناک کرد
  8. شمارهٔ ۲۹۲کثرت غم در دلم بر یاد او جا تنگ کرد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.