پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۹

ذوق دیدارست کامی کز جهان دل می‌برد

زاهد از دنیا نمی‌دانم چه حاصل می‌برد!

دل به دریا داده را ز آسیب طوفان باک نیست

موج آخر کشتی خود را به ساحل می‌برد

ابلهان را درک ذوق عشوة دنیا کجاست

وه که این زن دل ز دست مرد عاقل می‌برد!

گرچه بسیارست ره در وادی حیرت ولی

جادة گمگشتگی راهی به منزل می‌برد

حُسن ، آب و رنگ نبوَد، عشق پیچ و تاب نیست

از مجرّد هم ، مجرّددان اگر دل می‌برَد

دل ز هر شکل و شمایل گیردش فیّاض‌وار

هر که را دل از کف این شکل و شمایل می‌برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۱نبرم منّت کس کاش شرابم نبرد
  2. شمارهٔ ۲۸۲امشب که از نم مژه آبم نمی‌برد
  3. شمارهٔ ۲۸۳کس جان ز زخم خنجر مژگان نمی‌برد
  4. شمارهٔ ۲۸۴بسکه آرام از نگاهش بی‌محابا می‌پرد
  5. شمارهٔ ۲۸۵گر نسیم صبحگاهی گلستان می‌پرورد
  6. شمارهٔ ۲۸۶لعلت که باغ خنده ازو آب می‌خورد
  7. شمارهٔ ۲۸۷لعل لبت ز خون گهر آب میخورد
  8. شمارهٔ ۲۸۸منگر که نگاهی ز سر ناز به ما کرد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.