پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۰

دوران حیله باز زما روبرو برد

یک نان دهد به ما و هزار آب رو برد

گردون تنگ عیش به یک قرص ساختست

صبح از دهن بر آرد و شامش فرو برد

دوشم که زیر بار جهان بود سال‌ها

آن قوّتش نماند که بار سبو برد

از جویبار جدول زخمم گل بهشت

پیوسته آب در چمن رنگ و بو برد

از خنجر تو یافت لب چاک سینه‌ام

فیضی که زخم بلهوسان از رفو برد

بر کس مباد آنکه برد راه جستجو

دزدیده دیدن تو که دل روبرو برد

فیّاض من نمی‌روم اما کمند شوق

می‌خواهدم که موی کشان سوی او برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۲امشب که از نم مژه آبم نمی‌برد
  2. شمارهٔ ۲۸۳کس جان ز زخم خنجر مژگان نمی‌برد
  3. شمارهٔ ۲۸۴بسکه آرام از نگاهش بی‌محابا می‌پرد
  4. شمارهٔ ۲۸۵گر نسیم صبحگاهی گلستان می‌پرورد
  5. شمارهٔ ۲۸۶لعلت که باغ خنده ازو آب می‌خورد
  6. شمارهٔ ۲۸۷لعل لبت ز خون گهر آب میخورد
  7. شمارهٔ ۲۸۸منگر که نگاهی ز سر ناز به ما کرد
  8. شمارهٔ ۲۸۹گفت و گو یک حرف را تفسیر نتوانست کرد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.