پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۰

به رنگ عشقبازان برگ برگش رنگ زر دارد

نرنجد نوبهار از ما، خزان جای دگر دارد

عجب دامی به بال از ذوق پرواز قفس دارم

وگرنه می‌تواند دل ز گلشن کام بردارد

پیام شوق ادا کردن نباشد کار هر خامی

به شمع خود دل از پروانه مرغ نامه بردارد

نداری گوش ذوق نغمة این گفتگو ورنه

ز کوی یار هر بادی که می‌آید خبر دارد

به بی‌پا و سران می‌ماند این گردون نمی‌دانم

درین بیهوده گردیدن به فکر ما چه سر دارد!

چراغ مه ندارد منّتی بر کلبه‌ام هرگز

که با یاد تو شام حسرتم فیض سحر دارد

کمان ناله از زه وامکن از ضعف دل فیّاض

چو تیر آه عاشق نارسا باشد اثر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۲در آستین مژه‌ام طرح گلستان دارد
  2. شمارهٔ ۲۶۳حدیث قتل من با تیغ دایم در عیان دارد
  3. شمارهٔ ۲۶۴لب شیرین تبسّم خندة سحرآفرین دارد
  4. شمارهٔ ۲۶۵به ما عمریست زلف یار سودا در میان دارد
  5. شمارهٔ ۲۶۶به گوشه چشم سیاهت نگه به من دارد
  6. شمارهٔ ۲۶۷از بس که هوای دهن تنگ تو دارد
  7. شمارهٔ ۲۶۸ز طرز غنچه پی بردم که شرم روی او دارد
  8. شمارهٔ ۲۶۹مگر دلِ به غم عشق بسته‌ای دارد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.