پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۹

ز اشکم چهره گه خونین و گه همرنگ زر دارد

مر آن رنگرز هر لحظه در رنگ دگر دارد

اگر در آرزوی پای بوسش خاک گردیدم

نسیمی آید و ناگه مرا از خاک بردارد

چه شد بازم، دگر روی دلم با کیست کز سینه

نفس می‌آید و همراه خود خیل اثر دارد

ترا شیوه تغافل آسمان را کار بی‌مهری

برای کشتن ما هر کسی فکر دگر دارد

سرایت کرد بیماری چشمت در دل فیّاض

پرستش کردن بیمار آخر این خطر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۱نه اخگر از فسردان گرد خاکستر به بردارد؟
  2. شمارهٔ ۲۶۲در آستین مژه‌ام طرح گلستان دارد
  3. شمارهٔ ۲۶۳حدیث قتل من با تیغ دایم در عیان دارد
  4. شمارهٔ ۲۶۴لب شیرین تبسّم خندة سحرآفرین دارد
  5. شمارهٔ ۲۶۵به ما عمریست زلف یار سودا در میان دارد
  6. شمارهٔ ۲۶۶به گوشه چشم سیاهت نگه به من دارد
  7. شمارهٔ ۲۶۷از بس که هوای دهن تنگ تو دارد
  8. شمارهٔ ۲۶۸ز طرز غنچه پی بردم که شرم روی او دارد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.