پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۵

به تماشای گل و لاله که پروا دارد؟

با خیال تو چه گنجایش این‌ها دارد

با خرام تو چه سنجند خرامیدن آب

آب گویی که مگر سلسله در پا دارد

هر چه می‌آید از آن شست و کمان مغتنم است

همچو مژگان همه در دیدة ما جا دارد

گه بهارست ز دیدار تو و گاه خزان

در تماشای تو آیینه تماشا دارد

آفتاب ارنه تب رشک تو دارد ز چه رو

نبضْ عمریست که در دست مسیحا دارد

غیر راضی نفسی نیست به صد چندانش

آنکه یک لحظه دلم از تو تمنّا دارد

با تو فیّاض چه صحبت که ندارد امّا

صحبت آنست که با یاد تو تنها دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۷دلم امشب که ز تیغ تو جراحت دارد
  2. شمارهٔ ۲۵۸چنان دل تیر آن ابرو کمان را در نظر دارد
  3. شمارهٔ ۲۵۹ز اشکم چهره گه خونین و گه همرنگ زر دارد
  4. شمارهٔ ۲۶۰به رنگ عشقبازان برگ برگش رنگ زر دارد
  5. شمارهٔ ۲۶۱نه اخگر از فسردان گرد خاکستر به بردارد؟
  6. شمارهٔ ۲۶۲در آستین مژه‌ام طرح گلستان دارد
  7. شمارهٔ ۲۶۳حدیث قتل من با تیغ دایم در عیان دارد
  8. شمارهٔ ۲۶۴لب شیرین تبسّم خندة سحرآفرین دارد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.