پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۴

مکن دراز به زیر سپهر پا گستاخ

که کرده‌اند برای کسی بلند این کاخ

عجب که کام خود از آسمان توانی دید

که کوته است ترا دست و میوه بر سر شاخ

اثر ندارد هر چند گوش گردون را

به دست ناله دریدیم پرده‌های صماخ

سرایتی به دل نازک تو نتواند

اگر چه گریة من سنگ می‌کند سوراخ

گلوی شیشة قسمت چو تنگ شد فیّاض

چه نفع دارد اگر دامن خم است فراخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۶ببرید زلف گرچه به پای تو سر نهاد
  2. شمارهٔ ۲۳۷کارم از گفتن لطفت به غرامت افتاد
  3. شمارهٔ ۲۳۸ز ضعفم بی‌تو بر تن از گرانی مو نمی‌جنبد
  4. شمارهٔ ۲۳۹شکاری گر به دام افتد چه شد، زینها هزار افتد
  5. شمارهٔ ۲۴۰وجودت تا ز چشم کیمیای امتیاز افتد
  6. شمارهٔ ۲۴۱ز استغنا خیالش را به ما پروا نمی‌افتد
  7. شمارهٔ ۲۴۲کجا چو تیغ‌کشی در میان سپر گنجد!
  8. شمارهٔ ۲۴۳سخن ز تنگیت اندر دهن نمی‌گنجد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.