پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۱

یک لحظه سر برآر مه من ز خواب صبح

لعل لبی به خنده گشا در جواب صبح

سر بر ندارد از سر بالین دگر ز شوق

یک شب چو آفتاب گر ایی به خواب صبح

چون تیغ نازِ جلوه دهی در کف نگاه

اندازد آفتاب سپر را در آب صبح

طفلی هنوز وقت جهانسوزی تو نیست

گرمی به اعتدال کند آفتاب صبح

یک شب که هست پیش تو فیّاض را درنگ

زین گونه از برای چه باشد شتاب صبح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۳وزید بر سر زلف کجت صبا گستاخ
  2. شمارهٔ ۲۳۴مکن دراز به زیر سپهر پا گستاخ
  3. شمارهٔ ۲۳۵باده از ابر خورد فصل بهاران گل سرخ
  4. شمارهٔ ۲۳۶ببرید زلف گرچه به پای تو سر نهاد
  5. شمارهٔ ۲۳۷کارم از گفتن لطفت به غرامت افتاد
  6. شمارهٔ ۲۳۸ز ضعفم بی‌تو بر تن از گرانی مو نمی‌جنبد
  7. شمارهٔ ۲۳۹شکاری گر به دام افتد چه شد، زینها هزار افتد
  8. شمارهٔ ۲۴۰وجودت تا ز چشم کیمیای امتیاز افتد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.