پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۳

سفر عمر زیانست و درو سود عبث

حسرت بود چو اندیشة نابود عبث

کس درین مرحله یارب به چه خرسند شود؟

فکر معدوم عبث حسرت موجود عبث

دل ازین دانش بیجا به مرادی نرسید

هر چه گفتیم و شنیدیم عبث بود عبث

عمر طی گشت و به جایی نرسیدیم آخر

قدم سعی درین بادیه فرسود عبث

طول عمر تو اگر عرض ندارد چه هنر

تار در جامه بود بی‌مدد پود عبث

پا ازین مرحله دانسته کشد مرد خدا

قدم معرفت این راه نپیمود عبث

کاش در راه عدم همرهی پا می‌کرد

سر که فیّاض به پای همه‌کس سود عبث

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۵هم بخت نامساعد هم زلف یار باعث
  2. شمارهٔ ۲۲۶ای بی‌لبت حرام بر اهل کلام بحث
  3. شمارهٔ ۲۲۷درنخواهد داد تن بیماری ما در علاج
  4. شمارهٔ ۲۲۸درد مرا به عیسی مریم چه احتیاج
  5. شمارهٔ ۲۲۹گهی کلاه نهی بر سر و گه افسر کج
  6. شمارهٔ ۲۳۰خواهم که شبی سرزده آیم به در صبح
  7. شمارهٔ ۲۳۱یک لحظه سر برآر مه من ز خواب صبح
  8. شمارهٔ ۲۳۲شتاب شام سیه‌چرده و صباح صبیح
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.