پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۵

تا گریبان من اینک گرد دامانم گرفت

خاک دامنگیر غم آخر گریبانم گرفت

شهسوار غم که جز من مرد میدانی نداشت

در کمینم کرد تا آخر به میدانم گرفت

من که جنگ روبرو با عشق کردم سال‌ها

من نمی‌دانم چه کرد آخر که پنهانم گرفت

من شراری را به دامن تیز می‌کردم کزو

شعله‌ای در دامنم افتاد و در جانم گرفت

گفتی ای فیّاض دل را چون گرفت آن مه ز تو؟

چون گرفتن را نمی‌دانم!‌ ولی دانم گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۷غنچه را دور از لب لعلت دل از گلشن گرفت
  2. شمارهٔ ۲۱۸چون نیاز ما و ناز او به هم درمی‌گرفت
  3. شمارهٔ ۲۱۹رسید موسم نوروز و روزگار شکفت
  4. شمارهٔ ۲۲۰می‌فزاید عشق من هر دم چو حسن کاملت
  5. شمارهٔ ۲۲۱زان برون زد دلبر من بارگاه از شش جهت
  6. شمارهٔ ۲۲۲گهی ملال مّورث گهی غم ورّاث
  7. شمارهٔ ۲۲۳سفر عمر زیانست و درو سود عبث
  8. شمارهٔ ۲۲۴هر کجا راه بریدیم عبث بود عبث
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.