پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۶

گلستان از خنده‌اش طرح گل خندان گرفت

نوبهار از جلوه‌اش سامان صد بستان گرفت

شعله‌ای هر جا که در بزم محبَّت شد بلند

سوخت ما را دل اگر پروانه را دامان گرفت

هستی عاشق حجابی بود پیش راه وصل

دست تا برداشت از خود دامن جانان گرفت

عشق در اول شراری بود از دامان حسن

گشت آخر شعله‌ای در کفر و در ایمان گرفت

نیست در دارالشّفای عشق غیر از ما طبیب

هر که آمد، از دل پردرد ما درمان گرفت

حسن کین از ناتوان بیش از توانا می‌کشد

دل ز خسرو برد و از فرهاد مسکین جان گرفت

دل به تنگ آمد ز غم فیّاض تا کی ضبط خویش

آستین بر چشم گریان بیش ازین نتوان گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۸چون نیاز ما و ناز او به هم درمی‌گرفت
  2. شمارهٔ ۲۱۹رسید موسم نوروز و روزگار شکفت
  3. شمارهٔ ۲۲۰می‌فزاید عشق من هر دم چو حسن کاملت
  4. شمارهٔ ۲۲۱زان برون زد دلبر من بارگاه از شش جهت
  5. شمارهٔ ۲۲۲گهی ملال مّورث گهی غم ورّاث
  6. شمارهٔ ۲۲۳سفر عمر زیانست و درو سود عبث
  7. شمارهٔ ۲۲۴هر کجا راه بریدیم عبث بود عبث
  8. شمارهٔ ۲۲۵هم بخت نامساعد هم زلف یار باعث
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.