پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۴

یاد او در سینه کردم جامه بوی گل گرفت

دم زدم از زلف او هنگامه بوی گل گرفت

از صریر کلک، صوت عندلیب آید به گوش

بسکه در تحریر نامت خامه بوی گل گرفت

جوش بلبل بر کبوتر جلوة پرواز بست

تا چو برگ گل زنامت نامه بوی گل گرفت

هر گره از طرّة بند قبایت غنچه‌ایست

تا ز همدوشیِّ سروت جامه بوی گل گرفت

شمع بی‌تابانه بر یاد تو می سوزد به بزم

کز بخور دود او هنگامه بوی گل گرفت

خاصگان در آتش بی‌طاقتی‌ها سوختند

از نسیمت تا مشام عامه بوی گل گرفت

دست بر سر بس که بر یاد گل روی تو زد

بر سر فیّاض ما عمّامه بوی گل گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۶گلستان از خنده‌اش طرح گل خندان گرفت
  2. شمارهٔ ۲۱۷غنچه را دور از لب لعلت دل از گلشن گرفت
  3. شمارهٔ ۲۱۸چون نیاز ما و ناز او به هم درمی‌گرفت
  4. شمارهٔ ۲۱۹رسید موسم نوروز و روزگار شکفت
  5. شمارهٔ ۲۲۰می‌فزاید عشق من هر دم چو حسن کاملت
  6. شمارهٔ ۲۲۱زان برون زد دلبر من بارگاه از شش جهت
  7. شمارهٔ ۲۲۲گهی ملال مّورث گهی غم ورّاث
  8. شمارهٔ ۲۲۳سفر عمر زیانست و درو سود عبث
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.