پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۲

در ازل سوز محبّت در دل ما جا گرفت

از دل ما بود هر جا آتشی بالا گرفت

داشتیم امشب حدیث روی جانان بر زبان

در میان برجست شمع و از زبان ما گرفت

پیش ازین هرگز متاع جلوه این قیمت نداشت

نخل بالادست او این نرخ را بالا گرفت

تخته‌ای بعد از شکستن هم نیامد بر کنار

کشتی ما عاقبت کام دل از دریا گرفت

دامن مقصود اگر در کف نباشد گو مباش

گردبادم می‌توانم دامن صحرا گرفت

این چنین کز رفتن ما می‌شود خوشحال دوست

رفته رفته می‌توانم در دل او جا گرفت

از ازل سر در پی ما تیره‌بختان کرده‌ بود

ما برون رفتیم غم فیّاض را تنها گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۴یاد او در سینه کردم جامه بوی گل گرفت
  2. شمارهٔ ۲۱۵تا گریبان من اینک گرد دامانم گرفت
  3. شمارهٔ ۲۱۶گلستان از خنده‌اش طرح گل خندان گرفت
  4. شمارهٔ ۲۱۷غنچه را دور از لب لعلت دل از گلشن گرفت
  5. شمارهٔ ۲۱۸چون نیاز ما و ناز او به هم درمی‌گرفت
  6. شمارهٔ ۲۱۹رسید موسم نوروز و روزگار شکفت
  7. شمارهٔ ۲۲۰می‌فزاید عشق من هر دم چو حسن کاملت
  8. شمارهٔ ۲۲۱زان برون زد دلبر من بارگاه از شش جهت
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.