پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۱

سر رفت و داغ عشق بتان از سرم نرفت

تن خاک گشت و خلعت غم از برم نرفت

از داغ دل سیاهی دیرینه برنخاست

این تیرگی ز ناصیة اخترم نرفت

چون تیغ کار کرده که افتد ز آب و تاب

آبم تمام رفت ولی جوهرم نرفت

در موج‌خیز لجّة عشق تو بارها

کشتیِّ دل شکسته شد و لنگرم نرفت

صد بار سوخت آتش عشقم به امتحان

یاقوت‌وار آب تو از گوهرم نرفت

خود را بسی به صیقل روشنگران زدم

گرد ملال از آینة منظرم نرفت

فیّاض کم‌عیاری نقد وفا ببین

گشتم به دهر دست بدست و زرم نرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۳یک نفس خود را ز غم آزاد می‌باید گرفت
  2. شمارهٔ ۲۱۴یاد او در سینه کردم جامه بوی گل گرفت
  3. شمارهٔ ۲۱۵تا گریبان من اینک گرد دامانم گرفت
  4. شمارهٔ ۲۱۶گلستان از خنده‌اش طرح گل خندان گرفت
  5. شمارهٔ ۲۱۷غنچه را دور از لب لعلت دل از گلشن گرفت
  6. شمارهٔ ۲۱۸چون نیاز ما و ناز او به هم درمی‌گرفت
  7. شمارهٔ ۲۱۹رسید موسم نوروز و روزگار شکفت
  8. شمارهٔ ۲۲۰می‌فزاید عشق من هر دم چو حسن کاملت
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.