پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۰

نوبهار من که هر خار مرا گل کرد و رفت

ناله‌ام را در فراق خویش بلبل کرد و رفت

باد گلزار جمالش ایمن از خاشاکِ‌نقص

آنکه هر خاشاک ما را دستة گل کرد و رفت

فکرها دارد برای من بهر حسنی بهار

تا نپنداری که در کارم تغافل کرد و رفت

گر پریشان است حرفم در غم او، دور نیست

هر نفس را بر لب من شاخ سنبل کرد و رفت

آسمان گر با سمندش برنیاید دور نیست

آفتاب از طبل باز او تنزل کرد و رفت

هر سر خاری درین وادی بهار خرّمی است

ابر احسانش عجب عرض تجمّل کرد و رفت

حلقة فتراک کمتر از شکنج طرّه نیست

می‌توان آنجا خیال چین کاکل کرد و رفت

لذّت دیگر بود در اضطراب دیدنش

جلوه‌اش آرام را محو تزلزل کرد و رفت

من کجا و صبر و طاقت این‌قدرها در فراق

برگ کاهم را غمش کوه تحمّل کرد و رفت

مستطیع کعبة اخلاص گشتن مشکل است

دل درین ره تکیه بر زاد توکّل کرد و رفت

همّت آزادگان صید کمند و دام نیست

مشکل است این راه، می‌باید تحمّل کرد و رفت

صحبت نواب خان فیّاض صیادی خوش است

در چنین دامی توان ترک تعقل کرد و رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۲در ازل سوز محبّت در دل ما جا گرفت
  2. شمارهٔ ۲۱۳یک نفس خود را ز غم آزاد می‌باید گرفت
  3. شمارهٔ ۲۱۴یاد او در سینه کردم جامه بوی گل گرفت
  4. شمارهٔ ۲۱۵تا گریبان من اینک گرد دامانم گرفت
  5. شمارهٔ ۲۱۶گلستان از خنده‌اش طرح گل خندان گرفت
  6. شمارهٔ ۲۱۷غنچه را دور از لب لعلت دل از گلشن گرفت
  7. شمارهٔ ۲۱۸چون نیاز ما و ناز او به هم درمی‌گرفت
  8. شمارهٔ ۲۱۹رسید موسم نوروز و روزگار شکفت
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.