پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۸

زلف ساقی از کف و دامان یار از دست رفت

چاره‌سازان چارة کاری که کار از دست رفت

نه گلی در گلستان باقی نه برگی در چمن

بلبلان شوری که دامان بهار از دست رفت

بی‌ تو ما بودیم و چشمی در ره امید و بس

آنهم از تاراج درد انتظار از دست رفت

عمر بگذشت و نشد آهوی مطلب رام، حیف

از دویدن بازماندیم و شکار از دست رفت

دیر افتادی به فکر خویش فیّاض از غرور

این زمان فرصت گذشت و روزگار از دست رفت

زلف بنمودی و قدر طرّة شمشاد رفت

جلوه کردی اعتبار سرو هم بر باد رفت

باز چشم مستت آمد بر سر تمهید ناز

تیر مژگان تو دیگر بر سر بیداد رفت

قسم ما زین نُه چمن بار تعلّق بود و بس

سرو را نازم که آزاد آمد و آزاد رفت

برگ ناکامی جزای رنج راه عاشق است

مزد دست خویشتن بود آنچه بر فرهاد رفت

گردباد هم آخر چرخ را از پا فکند

عاقبت خاکستر افلاک هم بر باد رفت

نه غم بیگانگان دارم نه فکر دوستان

تا به یادم آمدی، عالم مرا از یاد رفت

داشتی عزم نجف فیّاض چون ماندی که دوش

سیل اشک من به طوف دجلة بغداد رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۰نوبهار من که هر خار مرا گل کرد و رفت
  2. شمارهٔ ۲۱۱سر رفت و داغ عشق بتان از سرم نرفت
  3. شمارهٔ ۲۱۲در ازل سوز محبّت در دل ما جا گرفت
  4. شمارهٔ ۲۱۳یک نفس خود را ز غم آزاد می‌باید گرفت
  5. شمارهٔ ۲۱۴یاد او در سینه کردم جامه بوی گل گرفت
  6. شمارهٔ ۲۱۵تا گریبان من اینک گرد دامانم گرفت
  7. شمارهٔ ۲۱۶گلستان از خنده‌اش طرح گل خندان گرفت
  8. شمارهٔ ۲۱۷غنچه را دور از لب لعلت دل از گلشن گرفت
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.