پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۵

غمت به سینه مرا جای مدّعا نگذاشت

به حسرت دگرم حسرت تو وانگذاشت

نداشتم سر و برگ کرشمه‌های طبیب

خوشم که عشق تو درد مرا دوا نگذاشت

گلی به سر نزدم هرگز از وصال تو لیک

ره تو حسرت خاری مرا به پا نگذاشت

ز درد دل گرة شکوة تو چون تبخال

هزار ره به لب آوردم و حیا نگذاشت

مرا به تهمت هستی نگاهش از غیرت

چنان بسوخت که خاکسترم به جا نگذاشت

مرا به غیرتِ بیگانه خوی من رشک است

که تا به داغ دل خویشم آشنا نگذاشت

چنان به کشتن ما برفروخت رخ فیّاض

که رنگ بر رخ صبر و شکیب ما نگذاشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۷خوی از جبین مریز که قدر گلاب رفت
  2. شمارهٔ ۲۰۸زلف ساقی از کف و دامان یار از دست رفت
  3. شمارهٔ ۲۰۹شور جنونم از سر این بخت شوم رفت
  4. شمارهٔ ۲۱۰نوبهار من که هر خار مرا گل کرد و رفت
  5. شمارهٔ ۲۱۱سر رفت و داغ عشق بتان از سرم نرفت
  6. شمارهٔ ۲۱۲در ازل سوز محبّت در دل ما جا گرفت
  7. شمارهٔ ۲۱۳یک نفس خود را ز غم آزاد می‌باید گرفت
  8. شمارهٔ ۲۱۴یاد او در سینه کردم جامه بوی گل گرفت
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.