پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۴

در دیار دل که کس جز حسن جولانی نداشت

عشق غیر از ناتوانی مردِ میدانی نداشت

عشرت بی‌طالعان هرگز تمام اجزا نبود

دامنی گر داشت این خلعت گریبانی نداشت

عشق اگر دارد خطر از شومی کامست و بس

تا هوس پیدا نشد این ره بیابانی نداشت

مشت خاکم بر هوا می‌رفت پیش از عشق یار

لیکن از بهر نشستن طرف دامانی نداشت

عشق غارت کرد هر جا دین و ایمانی که دید

زاهد بیچاره مفتی زد که ایمانی نداشت

نالة من شاخ گل در آستین می‌پرورد

عندلیبی همچو من هرگز گلستانی نداشت

عالم از عشق تو گفتی نسخة تصویر بود

هر که را انگشت بر لب می‌زدم جانی نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۶کسی ز ننگ به من گرچه روبه‌رو نگذاشت
  2. شمارهٔ ۲۰۷خوی از جبین مریز که قدر گلاب رفت
  3. شمارهٔ ۲۰۸زلف ساقی از کف و دامان یار از دست رفت
  4. شمارهٔ ۲۰۹شور جنونم از سر این بخت شوم رفت
  5. شمارهٔ ۲۱۰نوبهار من که هر خار مرا گل کرد و رفت
  6. شمارهٔ ۲۱۱سر رفت و داغ عشق بتان از سرم نرفت
  7. شمارهٔ ۲۱۲در ازل سوز محبّت در دل ما جا گرفت
  8. شمارهٔ ۲۱۳یک نفس خود را ز غم آزاد می‌باید گرفت
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.