پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۸

به فکر کار نیفتاده روزگار گذشت

کنون چه کار کند کس که وقت کار گذشت

غبار راهِ سواری شدم ولی از ضعف

چو گرد تا ز زمین خاستم سوار گذشت

ز بیم هجر ندیدیم ذوق وصل، افسوس

که عمر نشئة ما در غم خمار گذشت

تمام عرصة دل پر ز گرد اغیارست

عجب عجب که توانیم ازین غبار گذشت!

ز جست‌جو ننشینیم تا نفس باقی‌ست

توان به گرد رسیدن اگر سوار گذشت

هزار عقده ز بیم شکفتگی داریم

سری ز جیب برآریم اگر بهار گذشت

به کم عیاری خود دل نهاده شو فیّاض

که نقد عمرِ ترا کار از عیار گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۰در غضب رفتی و دل دوش از تو کامی برنداشت
  2. شمارهٔ ۲۰۱راه دراز وصل تو غیر از خطر نداشت
  3. شمارهٔ ۲۰۲ترکش ناز تو از غمزه دگر تیر نداشت
  4. شمارهٔ ۲۰۳کسی چون خرد دستگاهی نداشت
  5. شمارهٔ ۲۰۴در دیار دل که کس جز حسن جولانی نداشت
  6. شمارهٔ ۲۰۵غمت به سینه مرا جای مدّعا نگذاشت
  7. شمارهٔ ۲۰۶کسی ز ننگ به من گرچه روبه‌رو نگذاشت
  8. شمارهٔ ۲۰۷خوی از جبین مریز که قدر گلاب رفت
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.