پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۱

راه دراز وصل تو غیر از خطر نداشت

هر کس که پا نهاد در آن فکر سر نداشت

غیرت برم به صورت آیینه کانچنان

محو رخ تو بود که چشم از تو برنداشت

ما را هوای دوست به فکر جنون فکند

سودای عشق بود و علاج دگر نداشت

هر چند گرد عرصهٔ گردون برآمدیم

این شهربند آینه راهی به در نداشت

فیّاض آخر از تو به حرمان فرار کرد

بیچاره تاب جور ازین بیشتر نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۳کسی چون خرد دستگاهی نداشت
  2. شمارهٔ ۲۰۴در دیار دل که کس جز حسن جولانی نداشت
  3. شمارهٔ ۲۰۵غمت به سینه مرا جای مدّعا نگذاشت
  4. شمارهٔ ۲۰۶کسی ز ننگ به من گرچه روبه‌رو نگذاشت
  5. شمارهٔ ۲۰۷خوی از جبین مریز که قدر گلاب رفت
  6. شمارهٔ ۲۰۸زلف ساقی از کف و دامان یار از دست رفت
  7. شمارهٔ ۲۰۹شور جنونم از سر این بخت شوم رفت
  8. شمارهٔ ۲۱۰نوبهار من که هر خار مرا گل کرد و رفت
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.