پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

امشب که ذوق جلوه رخش بی‌نقاب داشت

بر رخ هزار پرده به رنگ حجاب داشت

در دست داشت بهر تماشای حسن خویش

آیینه‌ای که حوصلة آفتاب داشت

آیینه شد زعکس رخش آفتاب‌پوش

با آنکه رخ هنوز درون نقاب داشت

خورشید در شکنجة تاب از رخ تو بود

روزی که التفات تو با ما عتاب داشت

هر مطلع بلند که می‌خواند آفتاب

روی تو در بدیهه هزارش جواب داشت

امشب که روشناس اثر بود آه ما

بیدار بود بخت ولی دیده خواب داشت

در کاروان فیض متاع زیان نبود

فیّاض صبح ما ز چه در شیر آب داشت!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴یا بمن خود را ازین بیگانه‌تر بایست داشت
  2. شمارهٔ ۱۹۵یک نظر کرد و از آن صد گونه استغفار داشت
  3. شمارهٔ ۱۹۶هر که در کوی تو چندی چو دلم منزل داشت
  4. شمارهٔ ۱۹۷دی به خاطر یاد آن گیسوی مشک‌آسا گذشت
  5. شمارهٔ ۱۹۸به فکر کار نیفتاده روزگار گذشت
  6. شمارهٔ ۱۹۹در گلشن الست که نیرنگ برنداشت
  7. شمارهٔ ۲۰۰در غضب رفتی و دل دوش از تو کامی برنداشت
  8. شمارهٔ ۲۰۱راه دراز وصل تو غیر از خطر نداشت
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.