پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۵

یک نظر کرد و از آن صد گونه استغفار داشت

آفتاب عاشقان دایم ز گرمی عار داشت

کار من از سازگاری بی‌گره هرگز نبود

دایم این سررشته پیوندی به زلف یار داشت

بوی یوسف در چمن امروز ارزانست باز

غنچه شب گویا نسیم پیرهن در بار داشت

عکس رخسار که یارب در چمن افتاده بود!

کش تماشای گل امشب نشئه دیدار دیدار داشت

با تو گل شب در چمن طوفان آتش کرده بود

لیک بی من صوت بلبل نشئه‌ای در کار داشت

دوش کامد کم درنگ من برون از سیر گل

غنچه را دیدم که در دل حسرت بسیار داشت

گرنه از رشک تو خونش در تن آتش گشته بود

شمع در مجلس چرا مژگان آتشبار داشت؟

کفر می‌افزود چندانی که دینم می‌فزود

سبحه در دستم مگر خاصیّت زنّار داشت!

خاطر فیّاض دوش آیینة جانانه بود

هر چه من می‌‌خواستم نازش همان در بار داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۷دی به خاطر یاد آن گیسوی مشک‌آسا گذشت
  2. شمارهٔ ۱۹۸به فکر کار نیفتاده روزگار گذشت
  3. شمارهٔ ۱۹۹در گلشن الست که نیرنگ برنداشت
  4. شمارهٔ ۲۰۰در غضب رفتی و دل دوش از تو کامی برنداشت
  5. شمارهٔ ۲۰۱راه دراز وصل تو غیر از خطر نداشت
  6. شمارهٔ ۲۰۲ترکش ناز تو از غمزه دگر تیر نداشت
  7. شمارهٔ ۲۰۳کسی چون خرد دستگاهی نداشت
  8. شمارهٔ ۲۰۴در دیار دل که کس جز حسن جولانی نداشت
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.