پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

هر که در کوی تو چندی چو دلم منزل داشت

دایم از زلف سیاهت گرهی در دل داشت

رشکی کشتة شوقم که همان بعد هلاک

چشم حسرت نگران بر اثر قاتل داشت

روزی برق شود سبزة این دشت آخر

هر چه در کوی وفا سبز شد، این حاصل داشت

در میان لجّة غم داشت رهی چون کف دست

کشتی ما خطر آن بود که در ساحل داشت

ناقه هر چند زره از پی مجنون می‌رفت

دل مجنون همه جا سر به پی محمل داشت

روز ما تیره که رخسار تو از سبزة خط

کرد اظهار غباری که ز ما در دل داشت

رخت بستند حریفان همه زین منزل تن

غیر فیّاض که در کوی تو پا در گل داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸به فکر کار نیفتاده روزگار گذشت
  2. شمارهٔ ۱۹۹در گلشن الست که نیرنگ برنداشت
  3. شمارهٔ ۲۰۰در غضب رفتی و دل دوش از تو کامی برنداشت
  4. شمارهٔ ۲۰۱راه دراز وصل تو غیر از خطر نداشت
  5. شمارهٔ ۲۰۲ترکش ناز تو از غمزه دگر تیر نداشت
  6. شمارهٔ ۲۰۳کسی چون خرد دستگاهی نداشت
  7. شمارهٔ ۲۰۴در دیار دل که کس جز حسن جولانی نداشت
  8. شمارهٔ ۲۰۵غمت به سینه مرا جای مدّعا نگذاشت
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.