پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶

ذرّه‌ای نیست که آیینة دیدار تو نیست

خبر از خویش ندارد که خبردار تو نیست

گرچه نزدیک‌تر از جان منی بر لب لیک

وعده‌ای دورتر از وعدة دیدار تو نیست

درد دیرینة خود را ز که درمان طلبم

که طبیبی نشناسیم که بیمار تو نیست

طوطیان با که دگر نرد هوس می‌بازند

شکری نیست که خود طوطی گفتار تو نیست

پا‌بندی تو سرمایة آزادی‌هاست

سرو آزاد نباشد که گرفتار تو نیست

عشق آن نیست که خود را به میان بیند کس

هان به منصور بگویید که این کار تو نیست

تو نکونامی و عشق آفت شهرت فیّاض

جای این دستة گل گوشة دستار تو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸ابر زا از خصمی مژگان من اندیشه نیست
  2. شمارهٔ ۱۸۹بی‌لب او نشئه‌ای در ساغر و پیمانه نیست
  3. شمارهٔ ۱۹۰بر دل از داغ غم قیاسی نیست
  4. شمارهٔ ۱۹۱چه ز نظّاره برد دیده که حیرانش نیست؟
  5. شمارهٔ ۱۹۲امشب که ذوق جلوه رخش بی‌نقاب داشت
  6. شمارهٔ ۱۹۳دوشم چراغ دیده ز روی تو تاب داشت
  7. شمارهٔ ۱۹۴یا بمن خود را ازین بیگانه‌تر بایست داشت
  8. شمارهٔ ۱۹۵یک نظر کرد و از آن صد گونه استغفار داشت
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.