پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۹

بی‌لب او نشئه‌ای در ساغر و پیمانه نیست

شیشة می را دماغ جلوة مستانه نیست

سیرت معشوق از سیمای عاشق ظاهرست

سرگذشت شمع جز در دفتر پروانه نیست

هر شبم در سینه آشوبی است از پهلوی دل

آفتی در خانة ما جز متاع خانه نیست

آشنایی ترک آدابست در قانون عشق

هر که این بیگانگی‌ها می‌کند بیگانه نیست

فیض‌ خواهی کعبه بگذار و ره دل پیش‌گیر

گنج در ویرانه است اما به هر ویرانه نیست

نیست جز یک مشت گل کو گه سر و گه ساغرست

سرنوشت کاسة سر جز خط پیمانه نیست

کی رود فیّاض از کوی تو هرگز در بهشت

ترک دین از بهر دنیا چون کند دیوانه نیست!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱چه ز نظّاره برد دیده که حیرانش نیست؟
  2. شمارهٔ ۱۹۲امشب که ذوق جلوه رخش بی‌نقاب داشت
  3. شمارهٔ ۱۹۳دوشم چراغ دیده ز روی تو تاب داشت
  4. شمارهٔ ۱۹۴یا بمن خود را ازین بیگانه‌تر بایست داشت
  5. شمارهٔ ۱۹۵یک نظر کرد و از آن صد گونه استغفار داشت
  6. شمارهٔ ۱۹۶هر که در کوی تو چندی چو دلم منزل داشت
  7. شمارهٔ ۱۹۷دی به خاطر یاد آن گیسوی مشک‌آسا گذشت
  8. شمارهٔ ۱۹۸به فکر کار نیفتاده روزگار گذشت
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.