پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳

تلخ‌کامی‌های ما از گردش ایّام نیست

اندر آن کشور که ماییم آسمان را نام نیست

هر که را نسبت به چشمت بیشتر ناکام‌تر

کی میان تلخ‌کامانِ تو چون بادام نیست

کار ما بی‌طاقتان را می‌توان از خنده ساخت

احتیاج لب به زهر آغشتن دشنام نیست

در میان خاکم و خون بی‌تاب زخم دیگرست

اضطراب مرغ بسمل از پی آرام نیست

شیخ و مفتی را ز بزم عاشقان پا کوته است

خلوت خاص غم است اینجا و بار عام نیست

در هوای این گلستان چشم عنقا می‌پرد

لیک می‌داند که اینجا دانه‌ای بی‌دام نیست

ترک ننگ و نام کن فیّاض اگر دردیت هست

عاشقان را در جهان ننگی بتر از نام نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵عشقبازان را سرود عیش گفتن رسم نیست
  2. شمارهٔ ۱۸۶ذرّه‌ای نیست که آیینة دیدار تو نیست
  3. شمارهٔ ۱۸۷بستر گرمی تنم را همچو شمشیر تو نیست
  4. شمارهٔ ۱۸۸ابر زا از خصمی مژگان من اندیشه نیست
  5. شمارهٔ ۱۸۹بی‌لب او نشئه‌ای در ساغر و پیمانه نیست
  6. شمارهٔ ۱۹۰بر دل از داغ غم قیاسی نیست
  7. شمارهٔ ۱۹۱چه ز نظّاره برد دیده که حیرانش نیست؟
  8. شمارهٔ ۱۹۲امشب که ذوق جلوه رخش بی‌نقاب داشت
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.